الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
70
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
قبيلهء حمير ، چنان است ، لغت قبيلهء بنى تميم ، به اين نحو است و . . . اين ، شاهد بر تأييد و تقويت احتمال دوم است . آيا استعمال لفظ مشترك در اكثر از معناى واحد جايز است ؟ لا شك و لا شبهة در اينكه استعمال لفظ مشترك در يكى از معانى آن ، جايز است بالاجماع ؛ اما اگر قرينهء معين داشته باشيم ، آن معناى واحد تعيين مىشود ؛ مثل رأيت عينا باكية . و اگر قرينه نداشتيم ، لفظ مشترك مجمل گرديده و بر هيچيك از معانى خود دلالت نمىكند ؛ مثل جئنى به عين . خلافا لبعض العلماء كه مىگويند در جميع ظهور پيدا مىكند ؛ به دليل آيهء يسجد و يصلى كما ذكر فى المعالم . لا شك و لا شبهه در اينكه استعمال لفظ مشترك در مجموع معانى من حيث المجموع ، به طورى كه هريك از معانى جزء المراد باشند ( نظير عام مجموعى ) ، جايز است و دلالتش بر مجموع ، بالمطابقة است و بر كل واحد ، بالتضمن . اما چنين استعمالى ، مجازى است ، چون لفظ مشترك ، براى تكتك معانى ، جداگانه وضع شده ، اما براى مجموع معانى من حيث المجموع وضع نشده ، پس مجاز است . نيز لا شك در اينكه استعمال لفظ مشترك در يك عنوان كلى كه هريك از اين معانى ، مصداق آن باشند ، صحيح است . مثل استعمال عين در المسمى به عين ؛ و نامش را « عموم الاشتراك » مىگذارند در مقابل « عموم المجاز » . كلام در اين است كه لفظ مشترك را بگوييم و از او تمام معانىاش را اراده كنيم ، به طورى كه هركدام از معانى ، مستقلا مراد باشد ؛ گويا كه لفظ فقط در همان معنا استعمال شده ( به نحو عام افرادى ) نه اينكه مجموع روىهمرفته مراد باشد . آيا چنين استعمالى جايز است يا خير ؟ در مسئله ، سخنان فراوان و نظريات مختلفى مطرح است . جمعى مىگويند : « اين استعمال مطلقا جايز است » و جمعى مىگويند : « مطلقا جايز نيست » و جمعى مىگويند « در كلام منفى جايز است ، دون المثبت » و جمعى مىگويند « در تثنيه و جمع جايز است ، دون المفرد » . اما جناب مظفر مىفرمايد : ما نظر خودمان را بيان مىكنيم و آن اينكه : چنين استعمالى جايز نيست